تازگی  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 27 اردیبهشت ماه سال 1385

  تازگیا ، دوری چقدر
ساکت و مغروری چقد
چه کم راس راسی مجبوری چقدر

 تازگیا طلا شدی
کم شدی ، کیمیا شدی
دیگه صدام نمی کنی
عین غریبه ها شدی

تازگیا باهام بدی
گفتی میام ، نیومدی
نگفته بودی انقدر
بازی با قلب و بلدی

تازگیا سرده نگات
دیگه نمی لرزه صدات
برقی که دنبالش بودم
رفته دیگه از تو چشات

تازگیا را نمی یای
سر قرارا نمی یای
زمستونا نیومدی
حالا بهارا نمی یای

تازگیا کم شدی ، کم
یه عالمه دوری ازم
نمی شه پیدات بکنم
حتی واسه دوست دارم

تازگیا خیال کنم
باید ازت سوال کنم
خیال داشتن تو رو
تو رویاهام محال کنم

تازگیا ، کم می یارم
به جای بارون ، می بارم
یه جوری فرصت بده که
بگم چه قدر دسوت دارم

تازگیا چه ناز شدی
عجیبی ، عین راز شدی
شعر و ترانتم خوبه
کلی ترانه ساز شدی

تازگیا چه بی حواس
عاشق داری از چپ و راس
بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس

تازگیا عجیب شدی
تنها که نه ، غریب شدی
به ما که می رسی یه کم
نجیب بودی ، نجیب شدی

تازگیا حرف شماس
همش می گی دست خداس
اما بذار بهت بگم
حسابت از همه جداس

تازگیا تو سال نو
بدجور می میرم واسه تو
چون می دونی دوست دارم
ناز نکن از پیشم نرو

 بی وفا انصافت کجاس
رفتن و نازت مال ماس
بمون که ثابت بکنی
حسابت از همه جداس

نامه رسید به آخرا
باید سپردت به خدا
فقط یه قولی بده که
دلت بمونه پیش ما

 

برای لحظه های دلتنگی  چاپ
تاریخ : پنجشنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1385

دل غمدیده ما در جهان غمخوار هم دارد  
برای راز دل، دل  محرم اسرار هم دارد

سخن بسیار دارد دل  ز جور  روزگار  اما    
اگر گوید سخن، داند ضرر بسیار هم دارد

نمی گویم به غیر حق به عالم گرچه می دانم  
که گوش  از بهر بشنیدن در و دیوار هم دارد

سر  سبزم   زبان سرخ  آخر  میدهد بر باد  
چرا چون حرف حق گفتن طناب دار هم دارد

هنوز ای مدعی  اندر فراز دار  در عالم   
علی درمکتب خود میثم تمار هم دارد

بجای نوش دائم میزنی نیش ونمی دانی
که این راه و روش را عقرب جرار  هم دارد

دو بیتی  چاپ
تاریخ : چهارشنبه 20 اردیبهشت ماه سال 1385

پاییز را دوست دارم چون فصل غم است

غم را دوست دارم چون گواه دل است

دل را دوست دارم چون عشق را به من آموخت

عشق را دوست دارم چون تو را دوست دارم

برنامه هسته‌ای ایران - ویکی‌پدیابرنامه هسته‌ای ایران  چاپ
تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت ماه سال 1385

مرکز فراوری اورانیوم اصفهان یکی از مراکز تولید سوخت هسته‌ای ایران است.استفاده از
انرژی هسته‌ای برای مقاصد صلح آمیز در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی مطرح شد و با
ایجاد سازمان انرژی اتمی ایران، آغاز پروژه راکتور اتمی بوشهر و مشارکت مالی ایران
در طرح‌های فناوری سوخت اتمی فرانسه ادامه یافت.
با وقوع انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ تا مدتی این مقوله متوقف شد. ماجرای گروگانگیری
دیپلمات‌های امریکایی در تهران و جنگ ایران و عراق منجر به تغییر موضع کشورهای غربی
با ایران شد و مساعدت آنها را برای تکمیل این پروژه غیر ممکن کرد. شرکت آلمانی
کا.و.او که پیمانکار این پروژه بود از ادامه کار سرباز زد.
در بحبوحه جنگ ایران و عراق و کمبود شدید منابع نیرو در کشور، ایران با روی آوردن
به اسپانیا و ژاپن کوشش در تکمیل پروژه بوشهر کرد که موفقیت آمیز نبود. سپس
قراردادی با روسیه برای به انجام رساندن کار نیروگاه بوشهر امضا شد که کار آن هنوز
ادامه دارد و چند بار زمان پایان پروژه به تعویق افتاده است.
آمریکا و اسرائیل بر آنند که ایران با «کمک مخفیانه» منابع پاکستانی موفق به ساخت
مراکز لازم برای تولید سوخت هسته‌ای از جمله غنی‌سازی اورانیوم شد. به دلیل امکان
استفاده دوگانه از این فن‌آوری در تولید تسلیحات هسته‌ای مورد اعتراض کشورهای دیگر
بویژه دیگر اعضای آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که ایران نیز عضوی از آن می‌‌باشد
قرار گرفت و ناچار به بازرسی‌های این سازمان تن در داد. ایران این ادعا را رد
می‌کند و می‌گوید تمام برنامه هسته‌ای ایران داخلی و بر مبنایی بنیادی می‌‌باشد که
بطور اصولی و با طرح استقلال کامل فناوری هسته‌ای از بدو انقلاب اسلامی بازسازی و
اجراء شده است.
اگر چه ایران از دیدگاه قوانین آژانس بین المللی انرژی اتمی و همچنین از نقطه نظر
پیمان‌نامه منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای حق تحقیق و استفاده صلح‌آمیز از فن‌آوری
هسته‌ای را دارد، کشورهای غربی به رهبری آمریکا تلاش پیگیری را آغاز کرده‏اند که
ایران را برای همیشه از هرگونه استفاه از فناوری انرژی هسته‏ای منع کنند. تلاشهای
زیادی در سال ۲۰۰۵ صورت پذیرفت و در مارس ۲۰۰۶ پرونده هسته‏ای ایران به شورای امنیت
سازمان ملل ارجاع شد.
در آوریل ۲۰۰۶ ایران اعلام کرد که موفق به غنی‌سازی اورانیوم به میزان ۳٫۵ درصد شده
است.

 

اشک من  چاپ
تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت ماه سال 1385

اشک من خود تو نگه دار
نیا پا یین منو رسوا میکنی
آخه غم تو میون جمعی
چرا تنها منو پیدا میکنی

میشکنی منو با نگاهی پیش مردم
آخه ای چشم سیاه
خون قلب منو هر شب
جای باده توی مینا می کنی

می ریزه رو بالش من
هر شب این اشکای لرزون
بی تو من غمگین و تنها
من پریشون دل پریشون
مستی ام را تا سحر ده
پیمو نه ام می بینه و بس
غنچه های اشکمو
دست غمت میچینه و بس

 

   1      2      3    >>